خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم یه لحظه ساز عاشقی عاشق باتو بودنم روشنترین ستاره ام میخواهمت، میخواهمت تو ماندگاری در دلم می دانمت، می دانمت ای همه وجود من نبود، تو نبود من
همه تعجب کردین؟؟؟ اگه گفتی چه خبره چشماتو ببند تا بگم..... ببند میگم...... وبلاگم حالا دس دس دس حالا میخوایم کیک بخوریم توجه توجه نظر جای کادو میخریم..... بدو بدو حراجش کردم ودیگر هیچ
آنکه سودا زده ی چشم تو بوده است, منم آنکه از هر مژه صد چشم گشوده است, منم آن جفا دیده, گرفتار, وفا پیشه که چشم بسته از غیر تو, تا بر تو گشوده است, منم آنکه در خاطره اش حرف وفا نیست تویی! و آنکه در وادی عشق تو, سر تسلیمش رایگان, بر کف اخلاص چنان کوفت منم
سلام من دوباره اومدم
از همه ی کسایی که منو فراموش نکرده بودن ممنون قول میدم به همتون سر بزنم دیروز خوشبختی را به حراج گذاشتند حیف که من زاده ی امروزم خدایا جهنمت فرداست چرا امروز میسوزم؟
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــام
عید نوروز پیشاپیش مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید من ممکنه چند وقت نیام چون کامیوترم سوخته سر سفره ی هفت سین برای همه دعا کنید ودیگر هیچ
سلام چطور مطورین؟ خوفین؟ از این ورا تنها انگیزه ای که وادارم کرد بیامو بنویسم سالگرد ورودم به این دنیای خاکیه منظورمو که میفهمی آره .... درسته تولدمه یکمو هم بخورین نوش جوووووووووووونتون ببینم چند تا ترنم لطف میکنینا بدو بدو آهای با توام خیلیا از تو جلو افتادن بدو
لحظه ی آخری که می خواستیم خداحافظی کنیم دستام لرزید چشمام خیس شد لبام لرزید و تو
چشمات نگاه کردم تا بتونم هر وقت دلم برات تنگ شد اون نگاه مهربونو یادم بیارم. تو چشات نگاه کردمو با لبای لرزون گفتم خداحافظ تو دستامو گرفتی و فشار دادی و گفتی زود برمیگردم!انگار فهمیده بودم داری سرم کلاه میزاری... فهمیدم داری میری گفتی : منتظرم باش... برمیگردم من فقط تو چشات نگاه میکردم و گریه میکردم تا اینکه روی گونه هام که پر از اشک شده بودو پاک کردی و گفتی: نرفته اینجوری گریه میکنی برم چه جوری گریه میکنی؟ بعد دو تامون با اون چشای گریون زدیم زیر خنده بعد تو گفتی: به عزیزترین کسم که تو باشی برمیگردم اما نمیدونستم که باید امروز با سنگی که زیرش تویی حرف بزنم یادم میاد لحظه آخر گفتی: همیشه پیشتم گفتم: تا نیای نمیخوابم گفتی:بخواب که اگرم بیام تو خوابت میام گفتی و گفتی تا من گفتم: کجا میری؟؟؟ گفتی:یه جایی که کسی نباشه که نخواد ما بهم برسیم گفتم: اینجوری که فقط تو میری!!! گفتی: تو هم میای... همه میان گفتم: اونجا کجاست؟ گفتی: وایسا خودت میفهمی اما حالا که فهمیدم میخوام گریه کنم... حالا حتی تو خوابم هم نمیای هر لحظه دارم روزشماری میکنم تا اون روز برسه و منم بیام پیشه تو تو آسمونا!!!
من و چترم
من وچترم اینجا ایستاده ایم. من شعر می گویم... چترم تحسینم می کند! برف می بارد! آسمان پر از دانه های شیشه ای برف است کوچه پر از سفیدی میشود و نیمکت های گوشه پارک هم... من شعر می گویم:"چترم می شنود!" آنگاه انگار تمام دشت ها.جنگل ها و کوه ها شعر می گویند. شعر بر سر و صورت چترم می ریزد. انگار بهار می شود انگار دانه های برف شکوفه های صورتی درخت هلو هستند. برف می بارد... من به تابستان می روم. با غزلی گرم می شوم. چترم می خندد از درختان گیلاس میوه های سرخ را می چینم. می دوم با چترم تمام فصل ها را در کوچه باغی قدیمی! من شعر می گویم. بی آنکه واژه ای به زبان بیاورم. جهان خود شعری شورانگیز است. برف می بارد! برای من هم این دانه های برف همان برگ های زرد نارون همان شکوفه های صورتی همان میوه های سرخ گیلاس اند... چترم را می بندم دفتر سفیدم بی آنکه چیزی بگویم پر از شعر می شود.
یه شعر مینویسم میرم تموم خاطراتت یادم میاد یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم فکر تو یه لحظه از سرم نمیره من میگم میمونی اما دل میگه میره نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه میدونم تو میری مهرم حروم میشه بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه می دونستم میری و تنهام میزاری تو که از حال دلم خبر نداری می دونستم آخرش این جوری میشه یکی مون تنها میمونه واسه همیشه
سال نو پیشاپیش مبارک هوووووووووورااااااااااااا وای خدا عیددددی زود باش بهم تبریک بگو تا ۳ میشمارم ۱۲۳ ۱۲۳ ۱۲۳
قبل از اینکه فحش بدی اینو بخون تمام کسانی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم با این وبلاگ تماس دارند دارم بهتون میگم اگه نظری براتون به اسم و مشخصات من گذاشته شد مبنی بر هر گونه بی احترامی کار من نیست یه روانی بی مغز این کارارو میکنه خودم یه رمز میزارم بهتون میگم واقعا شرمنده ببخشید
تو را به اندازه ی سخاوتمندی باران,صداقت کودکان و به اندازه ی پاکی عشق عاشقان الهی دوست دارم.
جاوید من
من از قبيله عشقم شناسنامه کامل من...
عشق در لحظه پديد مي آيد،دوست داشتن در امتداد زمان. پس بياييم يکديگر را دوست بدارييم!
کجايي اي يار قديمي ديگه نيستي تا ببيني ببيني دلم شکسته جاي تو غربت نشسته مگه قول نداده بودي يه عمري پيشم بموني اين رسم وفا نيست دلشکستن که گنا نيست اما تو دل نه شکستي زدي قلبمو شکستي نمي خوام بگم بموني اينو گفتم تا بدوني رنگين کمانه من يه رنگه زندگي بي تويه رنجه دردي که دارو نداره به تو مرهمي نداره مرهم قلبهاي خسته جاي تو غربت نشسته است که تا آخرين قطر زير بارون بمونه
ت و ل د م م ب ا ر ک امروز به صورت بسی با حال شاد بودم.
خودتونو نکشید من تا ۱۶ بهمن پست نمیدم دعا کنین زودتر برسه وگرنه من دق مرگ میشم ( این همه واسه اینو اون دعا میکنی زورت میاد یه دعا هم واسه ما بکنی بگذریم از این که هرکی به من میگه" التماس دعا" میگم خودت دعاکن التماس نکن (
کاش چون پاییز بودم....کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد وه...چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم شاعری در چشم من می خواند... شعری آسمانی در کنارم قلب عاشق شعله می زد در شرار آتش دردی نهانی نغمه ی من... همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته پیش رویم: چهره ی تلخ زمستان جوانی. پشت سر: آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام: منزلگه اندوه و درد و بدگمانی کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم
ای هفت سالگی ای لحظه ی شگفت عزیمت بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون وجهالت رفت بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن میان ما و پرنده روشن شدند. برخاستم و آب نوشیدم
|
About![]()
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 Links
A.I.F.M
بعد از او... |